کد خبر:30021
پ

شبیه سازی ماجرای جدایی لیونل مسی از بارسلونا در ایران

حتما تاکنون بارها لحظات اشکبار لیونل مسی در سخنرانی پایانی خود در ترک باشگاه بارسلونا را مشاهده کرده اید و هنوز در بهت این جدایی نا به هنگام و غیرمنتظره مانده اید. در ادامه توجه شما را به رخ دادن این اتفاق در صورت وقوعش در ایران جلب می نمائیم.   شبیه سازی ماجرای جدایی […]

حتما تاکنون بارها لحظات اشکبار لیونل مسی در سخنرانی پایانی خود در ترک باشگاه بارسلونا را مشاهده کرده اید و هنوز در بهت این جدایی نا به هنگام و غیرمنتظره مانده اید. در ادامه توجه شما را به رخ دادن این اتفاق در صورت وقوعش در ایران جلب می نمائیم.

 

شبیه سازی ماجرای جدایی لیونل مسی از بارسلونا در ایران

فوتبال ایران بسیار کوچکتر از ان است که بتوان آن را با فوتبال روز اروپا مقایسه کرد و این مقایسه که جنبه کمدی دارد و ضعف های ساختاری فوتبال ایران را بیش از پیش نمایان می کند طنز تلخی است که خود دلیلی بر عقب ماندگی فوتبال در ایران است. دلیلی که باعث شده فساد سیستامتیک در جزء جزء بدنه وزارت ورزش و سلسله مراتب آن تا فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و کمیته داوران و کمیته انضباطی رخنه کند و همگی باعث عقب ماندگی فوتبال ایران از فوتبال روز جهان شده است.

 

امروز در ماجرای جدایی لیونل مسی از بارسلونا به این نکته رسیدیم که سیستم بسیار بزرگتر از باشگاه یا بازیکن ولو لیونل مسی است. وقتی قوانین faiplay مالی وضع می شود، فرقی نمی کند باشگاه مذکور بارسلونا یا رئال مادرید باشد یا بازیکن رونالدو یا مسی ! همه ملزم به اطاعت از آن هستند و همانطور که دیدیم هم مسی و هم بارتمئو به این نکته اشاره کردند که با توجه به این قوانین حتی در صورتی که با پیشنهاد مالی مسی موافقت می شد که با ۵۰ درصد کاهش نسبت به پیشنهاد اولیه بود، امکان ثبت آن در فدراسیون فوتبال اسپانیا وجود نداشت چرا که سازمان فوتبال در اسپانیا برای بازیکن ۳۴ ساله سقف مجازی برای پرداخت تعیین کرده بود که به مراتب پائینتر از مبلغی بود که لیونل مسی حتی با ۵۰ درصد تخفیف به سران بارسلونا اعلام کرد و در نهایت توافق در این مورد صورت نگرفت و مسی مجبور شد برای حفظ شان خود، ازبارسلونا جدا شود چرا که همین حالا نیز تیم های متمولی در اروپا بودند که حاضرند رکورد نقل و انتقالات را برای جذب ستاره ای مثل مسی ۳۴ ساله بشکنند.

 

اما اگر این اتفاق در فوتبال ایران رخ می داد مسئولین با توجه به سوابق تاریکی که در گذشته در پرونده های مشابه داشته اند چه می کردند؟

باشگاه مذکور که به بودجه دولتی نیز وصل بود، بدون توجه به تبعات سنگین بدهی برای مدیران آینده با پرداخت های زیر میزی و خارج از قرارداد رسمی بازیکن را مجاب به ماندن می کرد و سازمان لیگ و فدراسیون و نهادهای نظارتی نیز با علم به وقوع چنین تخلفی چشمانشان را بر روی تخلف بسته و با وجود بدهکار بودن تیم مذکور، مجوز ثبت قرارداد سوپراستار را با باشگاه تحت حمایت دولت صادر می کرد.

اتفاقی که در چند سال گذشته بارها و بارها رخ داده و به دلیل کوچک بودن تشکیلات فوتبال در ایران بارها شاهد ناآرامی و اعتراضات در فوتبال به تبعیض ها و بی عدالتی ها بوده ایم.

لیونل مسی و بارسلونا در شرایطی از هم جدا شدند که همه چیز شفاف بود. از پیشنهاد اولیه مسی به باشگاه تا آخرین پیشنهاد او با ۵۰ درصد تخفیف که باز ها بالاتر از سقف مجاز در ماجرای فیرپلی مالی باشگاه ها بود اما در ایران ابتدا یک تکه قرارداد مضحک با ارقامی پائین در هیئت فوتبال و سازمان لیگ ثبت می شود و هنگام جدایی بازیکن از تیم مذکور و با شکایت او تازه ابعاد مختلف پرداخت های غیرمتعارف مشخص می شود.

در پایان بار دیگر تاکید می کنیم تا زمانی که فدراسیون فوتبال ایران مستقل نبوده و زیر سیطره دولت و وزارت ورزش به کارش ادامه می دهد، بدون شک تنها مطیع و مجری اوامر وزیر ورزش خواهد بود و این فساد سیستماتیک و سازمان یافته وقتی از بالا به سمت پائین جاری و ساری می شود، هیچ نهادی نمی تواند با آن برخورد کند چرا که در نهایت به دولت می رسد!

 

پی نوشت: وقتی آن وزیر ورزش جنجالی مدعی شد صندلی من را بگیرید ولی علیپور را نه و برای معافیت خدمت مهدی ترابی شخصاً اقدام کرد و برای حل مشکل پرسپولیس و ریزه اسپور کار را تا اردوغان کشاند، مسلماً در این فوتبال فاسد جایی برای رقابت سالم باقی نمانده است چرا که هر آنچه از بالا به فدراسیون و زیرمجموعه هایش دیکته می شود، اجرا می شود و قانون و تشکیلات در این سیستم در انتهای صف قرار دارند و در این شرایط است که تبعیض ها و استثناها سربلند می کنند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید