کد خبر:37845
پ

نقد اسطوره سازی برای وریا غفوری و عادل فردوسی پور | اسطوره های پوشالی

چند صباحی هست که موج سواری با احساسات مخاطبین به یکی از تفریحات سلبریتی های ورزشی و غیرورزشی تبدیل شده است و در قسمت جدید، اینبار پروسه اسطوره سازی از وریا غفوری با شدت و حدت زیاد در جریان است. در ادامه به بررسی این موضوع و پشت پرده های این اتفاقات که تنها با […]

فوتبال فانتزی بتاکاپ

چند صباحی هست که موج سواری با احساسات مخاطبین به یکی از تفریحات سلبریتی های ورزشی و غیرورزشی تبدیل شده است و در قسمت جدید، اینبار پروسه اسطوره سازی از وریا غفوری با شدت و حدت زیاد در جریان است. در ادامه به بررسی این موضوع و پشت پرده های این اتفاقات که تنها با هدف منافع شخصی انجام می شود می پردازیم.

نقد اسطوره سازی برای وریا غفوری و عادل فردوسی پور | اسطوره های پوشالی

قبل از پرداختن به این موضوع ذکر این نکته ضروریست که نگارنده هیچ مشکل شخصی با هیچ یک از افرادی که در این متن نامشان برده می شود، ندارد و شاید این افراد با نیت دیگری برخی فعالیتها را انجام داده اند اما به وسیله رسانه هایی که اهداف خاصی را دنبال می کنند، طور دیگری به مخاطب منعکس می شود.

 

موضوع بسیار ساده است: اکثریت مردم از وضعیت معیشت و زندگی خود در کشور راضی نیستند… شاید از هر ۱۰ نفری که هم اکنون در ایران زندگی می کنند سوال شود، ۷ یا ۸ نفر آنها از وضعیت موجود و فشار اقتصادی کنونی به سطوح آمده باشند و نوک پیکان انتقاد خود را به سمت حاکمیت ببرند و با انتقاد از آنها، کمی از فشار روانی خود را تخلیه کنند.

 

نتیجه اینکه آیا هر فردی که از سردمداران مملکت انتقاد کند اسطوره است؟ آیا سلبریتی های ورزشی یا غیرورزشی که در سالهای اخیر برای کسب محبوبیت بیشتر در این مسیر قدم برداشته اند، با مردم عادی فرق دارند یا در این کشور زندگی نمی کنند که در این خصوص نظر نداشته باشند؟ آیا افرادی که از حاکمیت به خاطر به وجود آوردن این وضعیت فاجعه انتقاد می کنند، اسطوره هستند؟ اگر چنین باشد، صادق زیباکلام باید اسطوره و خدای برخی از افراد باشد چرا که در سالهای گذشته شدیدترین و تندترین انتقادات را نثار دولتی ها به واسطه تحمیل فشار اقتصادی مضاعف به مردم داشته است. اگر مراد حذف به خاطر انتقاد باشد که آن مجری صدا و سیما تنها به خاطر انتقاد از سیاست های رنگی مسعود سلطانی فر، ممنوع التصویر شد، اسطوره ی اسطوره هاست …

 

سخن آخر اینکه اگر وریا غفوری، عادل فردوسی پور و … مثل هر ایرانی دیگری در برابر مشکلات معیشتی موضع می گیرد و نسبت به تصمیمات حاکمیتی موضع دارند، شاید پدر، مادر، خواهر یا برادر شما و یا حتی خود شما که این مطلب را می خوانید نیز همین موضع گیری را داشته باشید و این موضوع اتفاق شگفت انگیزی محسوب نمی شود چرا که حقیقت تلخ جاری در کشور ما همین است و اینکه از دهان چه کسی بیرون می اید، چندان تفاوتی نمی کند.

 

جالب اینجاست که  این اظهارنظرهای ساده زمانی به سمت اسطوره سازی پیش می رود، که فرد مذکور به دلایلی دیگر مجبور به ترک جایگاه فعلی اش شود و آن وقت است که دوستان رسانه ای آقایان شروع به فعالیت کرده و حذف فرد مذکور را به مسائل سیاسی ربط می دهند تا از طریق اهرم فشار افکار عمومی، دوست خود را به منافع از دست رفته اش برسانند و بعضاً شاید منافع مالی نیز برای انها که در کمپین حمایتی او در رسانه ها فعالیت می کنند، در پی داشته باشد!!

هنوز از یاد نبرده ایم که عادل فردوسی پور بارها از سوی شبکه ۳ دعوت به همکاری شد اما خود وی به واسطه در چارچوب قرار نگرفتن و عدم علاقه به احترام به قوانین صدا و سیما حاضر به بازگشت به شبکه ۳ و ادامه اجرای برنامه نود نشد. امروز هواداران استقلال نیز احتمالاً می دانند که وریا غفوری در فصل گذشته در همه مسابقاتی که به میدان رفته (۲۳ بازی) تنها ۱ پاس گل برای هم تیمی هایش صادر کرده و این حق مربی است که چنین بازیکنی را احتمالاً نخواهد و این موضوع هیچ ارتباطی به فشار سیاسی برای حذف وریا ندارد اگرچه معتقدیم در این خصوص می بایست احترام این بازیکن به واسطه زحمات سالهای گذشته ش از سوی مدیریت استقلال حفظ می شد که نشد.

همانطور که حق مسئولین ارشد صدا و سیما بود که با فرد خاطی که به قوانین سازمانی که از آن دستمزد دریافت می کرد، احترام نمی گذاشت، برخورد کنند، سرمربی استقلال نیز این حق را دارد که بازیکنان مدنظرش را خودش انتخاب کند و نه چند پیج هواداری وابسته که کارشان جهت دهی به افکار عمومی هواداران است!

به عنوان مثال چرا یکبار برای همیشه مخاطبین برنامه نود و شخص فردوسی پور این سوال را از او نمی پرسند که چرا به صورت مخفیانه، در شبکه های اجتماعی فعال است و با هویت اصلی خود، پیج یا اکانتی در هیچ یک از شبکه های اجتماعی ندارد؟ البته پاسخ این سوال واضح و مشخص است … چرا که این کار تنها از افرادی بر می آید که از بیم مطرح شدن حقایق در خصوص شخصیت واقعی خود، تمایلی به شکسته شدن بت رسانه ای که از خودشان ساخته شده ندارند. اینکه اگر فردی احتمالاً  در زیر پست اکانت رسمی فردوسی پور، پرده از حقایق زندگی او و زندگی برادرش در آلمان بردارد، مسلماً برای او بسیار گران تمام خواهد شد و تصویری که امروز رسانه های نزدیک به او از وی ساخته اند، مخدوش خواهد شد.

عادل فردوسی پور که مدام از وطن پرستی و با مردم بودن صحبت می کند، برای گزارش فینال لیگ قهرمانان آسیا، به سادگی قید وطن و مردمی که ادعای با آنها بودن را داشت زد و به دلارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا برای گزارش فینال در پیج اینستاگرام AFC پاسخ مثبت داد تا مشخص شود هر جا پای منافع مالی وسط باشد، همین اسطوره های پوشالی، بدون ذره ای تردید، مردم را به آن می فروشند.  امروز نیز اگر فردوسی پور در ایران حضور دارد، بدون شک به دلیل پتانسیل درآمدزایی بالایی است که او می تواند به سبب همین چهره ای که از او برای مردم تصویر شده، داشته باشد است وگرنه او بهتر از هر فرد دیگری می داند، خروج از ایران به معنای پایان دوران حرفه ای او در رسانه است چرا که سرنوشت مزدک میرزایی را دید و بهتر از هر فرد دیگری می داند با خروج از ایران، رسماً به پایان راهش خواهد رسید، پس ماندگاری اش در ایران لزوماً به حس وطن پرستی و مردم و به تعبیر خودش، ایستادن و ساختن ایران ارتباطی ندارد. علاقه مندان به اسطوره مردمی (!) به نام عادل فردوسی پور حتماً به یاد دارند که چطور با بازی با احساسات همین مردم، میلیاردها تومان پول به جیب زد؛ به واقع آیا ارسال عدد ۲۴ یا عدد ۲ به شماره پیامکی اعلامی از سمت برنامه ۹۰، احترام به روح هادی نوروزی یا منصور پورحیدری محسوب می شد؟

هر چه که هست، این جماعت، به خوبی رگ خواب مردم ساده انگار ایران را که از شدت فشار اقتصادی توان تامل در خصوص برخی مسائل را ندارند، پیدا کرده اند و از هر فرصتی برای درآمدزایی و منافع خود ولو مغایر با شعارهایشان باشد، استفاده یا به تعبیر بهتر سوء استفاده می کنند.

 

چندی پیش همین قضیه در خصوص علی کریمی اتفاق افتاد که مواضعی مثل وریا غفوری از خود بروز می داد اما به لطف شبکه های اجتماعی در اوج کم آبی و قطع برق، فیش برق علی کریمی در رسانه ها منتشر شد که مبلغ گزاف ۱۰ میلیون تومانی را نشان می داد. این موضوع تاثیر منفی زیادی در وجهه مردمی کریمی داشت که حرف و عملش یکی نبود و از آن روز به بعد، به حاشیه رانده شد تا برای همیشه به امارات مهاجرت کند.

 

در خصوص وریا غفوری نیز او اگرچه سنگ مردم را به سینه می زند اما در عمل در فصل بیستم، با علم به مصدومیتش وقتی با پیشنهاد عجیب سعادتمند برای بالا بردن رقم قراردادش مواجه شد، پای برگه را امضا کرد و آن روز به این فکر نکرد که مبلغ بیشتر که به دلایل نامعلوم به قراردادش اضافه شده بود، حق او نیست و حق بیت المال و مردمی است که مدام از آنها در شبکه های اجتماعی مایه می گذارد …

در پایان ظاهراً تظاهر به مردمی بودن، این روزها برای عده ای از سلبریتی ها نان دارد و تظاهر به حمایت از حاکمیت برای برخی دیگر آب دارد! چرا که برخی از بازیکنان از جمله مهدی ترابی، وحید امیری و … در سالهای گذشته با انجام حرکاتی نمادین در حمایت از حاکمیت، پله های ترقی را با دور زدن قوانین به صورت آسانسوری بالا رفته اند و احتمالاً به این نتیجه رسیده اند که برای پیشرفت می بایست، آویزان حاکمیت بود و در سمت مردم نباشند و از طرف دیگر امثال وریا غفوری، عادل فردوسی پور، علی کریمی و … نیز به این نتیجه رسیده بودند برای پیشرفت باید تظاهر به مردمی بودن کنند و در عمل، همچنان مثل یک مرفه بی درد رفتار کنند. یکی مثل آن بازیکن منشوری ابتدا فایل صوتی ۱۸+در خصوص تبدیل اتوبوس تیم ملی به حرم سرا منتشر می شود و پس از ان برای منافع خود، به یکباره سرود سلام فرمانده را سر می دهد و دیگری برای کسر خدمت یا معافیت خدمت (بسیج فعال) پس از هر بار گلزنی، پیراهن بالا داده و …خلاصه اینکه مخاطب باید نسبت به این رفتارهای پوپولیستی سلبریتیها هوشیار باشد و هدف واقعی و اصلی این رفتارها را بداند. جالب اینکه این افراد مدام از علاقه و عشق خود به تیم محبوب خود صحبت می کنند اما در بزنگاه هایی که تیمهای مذکور به آنها نیاز داشته اند، برای یک مشت دلار، تیم مورد علاقه یا به تعبیر خودشان عشقشان را ترک کرده و بعضاً برای ۱ میلیارد تومان، پنجره نقل و انتقالاتی تیم محبوب و عشقشان را بسته اند و با تضییع حق سایر جوانان این مملکت، با هویت جعلی برادر خود در مسابقات حاضر شده اند و با روابطی عجیب، از اعزام به خدمت معاف شده اند تا مشخص شود، این اظهارات تنها برای منافع شخصی ایشان بوده ولاغیر …

 

اسطوره واقعی فوتبال ایران فردی مثل علی دایی است که حرف و عملش یکی است و مثل برخی با حزب باد، نظرش در مورد موضوعات مختلف عوض نمی شود و رفتار و گفتارش یکسان است …

 

پی نوشت: برخی مثل فرهاد مجیدی نیز هر دو جناح را حمایت می کنند و در مقطعی در سمت مردم قرار دارند و حرفهای مردم پسند می زنند اما در عمل با دولتی ها روابط نزدیک دارند!

دیدگاه کاربران 1 دیدگاه
  • بی نام 12 تیر 1401 / 10:54 قبل از ظهر

    فردوسی پور که یک پوپولیسته به تمام معناس. وریا در حد خودش قابل احترامه ولی در حد خودش.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید