علی کریمی یا کلی عریمی | حیف نام علی که پدر و مادرت روی تو گذاشتند
علی کریمی این روزها پا را فراتر از یک عنصر اپوزیسیون و ضدنظام تندرو گذاشته و با یک اشتباه بزرگ و توهین به مقدسات مسلمانان مدعی شد به ازای هر اعدام در ایران، یک قرآن می سوزاند. این اظهارات سخیف در حالی است که در ماه مبارک رمضان قرار داریم. ماه قرآن. ماه حضرت علی […]
علی کریمی این روزها پا را فراتر از یک عنصر اپوزیسیون و ضدنظام تندرو گذاشته و با یک اشتباه بزرگ و توهین به مقدسات مسلمانان مدعی شد به ازای هر اعدام در ایران، یک قرآن می سوزاند. این اظهارات سخیف در حالی است که در ماه مبارک رمضان قرار داریم. ماه قرآن. ماه حضرت علی که متاسفانه والدین علی کریمی به اشتباه بر روی فرزند خود گذاشتند. هنوز مشخص نیست ضدیت با نظام جمهوری چه ارتباطی با مقدسات مسلمانان دارد که کریمی که روزگاری در ایران پای دیگ های نذری ادای مسلمانی در می آورد، امروز با شستشوی مغزی که شده به نقطه ای رسیده که پا بر روی همه گذشته و هویت خود گذاشت و حامی یک فرد بی هویت و بی شخصیت به نام رضا پهلوی شده است. شاید پهلوی به او قول ریاست فدراسیون فوتبال در دوران گذار را داده است که کلی عریمی را به این روز انداخته است … زهی خیال باطل!
علی کریمی یا کلی عریمی حیف نام علی که پدر و مادرت روی تو گذاشتند

آقای کریمی، شما امروز مخالفان رضا پهلوی را «صادراتی رژیم» مینامید. اما اجازه بدهید خط زمان شما را مرور کنیم:
• روزی از حسن روحانی حمایت کردید، امید به تغییر درونسیستمی داشتید.
• بعد برای ورود به شورای شهر تهران کاندید شدید.
• سپس برای ریاست فدراسیون فوتبال تلاش کردید.
• وقتی به هیچکدام نرسیدید، خارج شدید و شدید صدای تند مخالف جمهوری اسلامی.
• حالا با همان نفوذ شبکهای، مخالفان پهلوی را برچسبزنی میکنید، تهدید میکنید و فحاشی میکنید.
اگر نگاه کنیم، این یک مسیر مشخص است: از حمایت یک جریان رسمی داخل کشور، تا تلاش برای مناصب، تا تبدیل شدن به مخالف بیرونی و حالا سردسته لشکر مجازی پهلوی.
پس آقای کریمی، اگر قرار است امروز مخالفان پهلوی را «صادراتی» بخوانید، باید بدانید که خود شما تمام این مسیر، یک صادراتی تمامعیار هستید: صادراتی از یک جریان، صادراتی از سیستم، صادراتی از اصول سیاسی.
و حالا، با میلیونها دنبالکننده، دارید همان منطق حذف، تهدید و برچسبزنی را تمرین میکنید که جمهوری اسلامی علیه منتقدانش اجرا میکند. هزاران جوان خون دادند تا صدای مخالف شنیده شود، نه اینکه دیگران بیایند او را «صادراتی» بخوانند و ساکتش کنند.
آزادی یعنی تحمل نقد و احترام به مخالفت، حتی وقتی نقدتان ناراحت میکند.
هیچ دموکراسی واقعی در جهان، مخالف را با برچسب «صادراتی» ساکت نمیکند.
اگر قرار باشد این رفتار ادامه یابد، شما فقط نامتان عوض شده، منطق همان استبداد را تمرین میکنید.
خط قرمز واقعی آزادی و دموکراسی: تحمل مخالف و نقد است، نه حذف، نه تهدید، نه فحاشی، نه صادراتی خواندن دیگران!
اینان عروس هزار دامادند،