تحلیل بازی ایران و مصر (1-1) جام جهانی 2026 | همان همیشگی بزن زیر توپ پیرمردها!
به نظر می رسد در جام جهانی 2026، هدف وسیله را برای کادر فنی تیم ملی توجیه کرده و آنها به هر قیمتی خواهان صعود به دور بعدی جام جهانی 2026 هستند حتی اگر بابت کیفیت فنی نازلشان مورد انتقاد قرار بگیرند. تیم ملی فوتبال ایران در شرایطی برای سومین بازی پیاپی مقابل مصر به […]
به نظر می رسد در جام جهانی 2026، هدف وسیله را برای کادر فنی تیم ملی توجیه کرده و آنها به هر قیمتی خواهان صعود به دور بعدی جام جهانی 2026 هستند حتی اگر بابت کیفیت فنی نازلشان مورد انتقاد قرار بگیرند. تیم ملی فوتبال ایران در شرایطی برای سومین بازی پیاپی مقابل مصر به تساوی 1-1 دست یافت که اگر جسارت دقایق پایانی را از همان ابتدا داشت، به سادگی مصر را شکست می داد همانگونه که می توانست به سادگی نیوزلند را شکست دهد و مقابل بلژیک 10 نفره قد علم کند اما تزریق ترس به بازیکنان تیم ملی و اینکه آنها برای صعود می جنگند و نه بازی تماشاگرپسند باعث شده تا اکنون سرنوشت صعود به اما و اگر های سه بازی در گروه های دیگر گره زده شود.
اگرچه نگارنده معتقد است با توجه به تمام مصائبی که برای تیم ملی به وجود آورده اند (قبل و بعد از بازی) این نتایج به لحاظ غرور ملی و افتخار هر ایرانی قابل دفاع است و اگر نقدی وارد است صرفاً به لحاظ فنی مطرح است و لاغیر.
تحلیل بازی ایران و مصر (1-1) جام جهانی 2026 | همان همیشگی بزن زیر توپ پیرمردها!

ایران در این مسابقه هم مثل بازی مقابل بلژیک با سیستم 1-4-5 و سه دفاع مرکزی به میدان آمد. علی نعمتی، شجاع خلیل زاده و حسین کنعانی سه مدافع مرکزی ایران را تشکیل می دادند و میلاد محمدی و رامین رضائیان به عنوان پیستون های ایران در نیمه اول بازی کردند. در جلوی این نفرات سعید عزت اللهی و محمد قربانی بازی کردند و دو وینگر ایران را سامان قدوس و محمد محبی تشکیل دادند و مهدی طارمی به تنهایی در نوک پیکان خط حمله به میدان رفت.
در هر لحظه فقط زیر توپ !
بدون تعارف باید گفت تیم ایران در طول 3 بازی اخیر خود در جام جهانی 2026 هیچ تاکتیکی به جز زیر توپ زدن و استفاده از توپ های بلند برای فرار مهدی طارمی و ضدحملات اینچنینی نداشته است. اگرچه تیم ملی نشان داده با حضور رامین رضائیان تبحر خاصی در استفاده از ضربات ایستگاهی دارد و تیمی خطرناک در ضربات ایستگاهی به حساب می آید اما آنچه در جریان بازی از ملی پوشان ایران می بینیم این است که آنها در بیشتر دقایق بازی به محض تحت فشار قرار گرفتن به زیر توپ می زنند و همین مسئله باعث شده تا تیم حریف برتری مالکیت توپ بیشتری نسبت به ایران داشته باشد.
اگرچه اتخاذ تاکتیک تدافعی مقابل تیمی های قدرتمند جام استراتژی درستی محسوب می شود اما این استراتژی مقابل تیم های ضعیف تر و حتی هم سطح یک استراتژی مردود به حساب می آید. تیم ایران در دو بازی نیوزلند و مصر این شانس را داشت تا پیروز از زمین خارج شود اما به دلیل تزریق روحیه ترس در کالبد بازیکنان و همچنین نبود پلن B در میدان مسابقه به سادگی امتیازات را از دست دادند. آنها حتی 25 دقیقه مقابل بلژیک 10 نفره سردرگم بودند و به قدری روحیه تدافعی در آنها تزریق شده بود که نمی دانستند با بلژیک 10 نفره چطور بازی کنند و به همان سبک و سیاق تدافعی خود بازی را اداره کردند تا با نتیجه 0-0 به پایان برسد.
تیم قلعه نویی چه تفاوتی با تیم کیروش دارد؟
اگر تا مدتها بابت تاکتیک های دفاعی کیروش ایراد و انتقاد مطرح بود اکنون در خصوص تاکتیک های دفاعی قلعه نویی حتی مقابل تیم های ضعیفتر یا همترازی همچون نیوزلند و مصر چه باید گفت؟ با کیروش توانستیم ولزی را که از نیوزلند و مصر قوی تر بود در جام جهانی شکست دهیم و از پرتغال یک تساوی بگیریم که اگر استاد طارمی در بازی مقابل پرتغال آن تک به تک لحظات پایانی را به گل تبدیل کرده بود اکنون رویای صعود به مرحله بعدی را نداشتیم. امروز چه داریم؟ هر چه را کیروش در طول 10 سال گذشته کاشت، قلعه نویی در حال برداشت است بدون معرفی حتی یک بازی کن جدید و نخبه به فوتبال جهان! تیم ایران مقابل نیوزلند و مصر به همان شیوه ای بازی کرد که مقابل بلژیک ده نفره بازی کرد! دفاع 5 نفره و استفاده از ضد حملات آن هم نه با پاس های سریع و طولی روی زمین بلکه با زدن زیر توپ و استفاده از نبوغ فردی مهدی طارمی!
واقعیت اینجاست که امروز نه به لحاظ کیفی از تیمی که کیروش ساخته بود فاصله گرفته ایم و نه مثل کیروش توانسته ایم چند جوان را برای 10 سال آینده فوتبال ایران به تیم ملی و حتی فوتبال جهان معرفی کنیم. قرار نبوده و نیست تیم ملی قهرمان جهان شود اما آقایان برای اینکه تا مدتها با صعود تیم از مرحله گروهی ولو به هر قیمتی، فخر فروشی کنند، نسل آینده تیم ملی را ذبح شرعی کردند و با بازیکنانی به میدان رفتند که نصفشان حتی در جام ملتهای بعدی هم حاضر نخواهند بود! نمایشی که مقابل بلژیک دیدیم را قبلاً با تیم کیروش مقابل آرژانتین و اسپانیا و پرتغال هم دیده بودیم و واقعیت این است که این تیم چه در نتیجه گیری و چه در کیفیت بازی هیچ تفاوت اساسی با آن تیم ندارد.

در دیدار مقابل مصر تیم ملی به جز 10 دقیقه پایانی که مصری ها به واسطه مصدومیت چند بازیکن و تعویض بازیکنان اصلی خود که قوای بدنی شان تحلیل رفته بود، با افت فنی مواجه شده بودند در سایر دقایق چیزی برای عرضه نداشتند. نکته جالب اینکه در 10 دقیقه پایانی مسابقه با مصر تیم ایران 3 بار در آستانه گلزنی قرار گرفت و همین مسئله نشان داد اگر کادر فنی تیم ملی کمی شجاع تر تصمیم گیری می کرد، می توانستند مصر را شکست دهند.
سعید عزت اللهی را فقط روی زمین دیدیم!
در این دیدار نیز مهره چینی اولیه با اشکالات اساسی همراه بود و برای سومین بازی پیاپی شاهد عملکرد بسیار ضعیف سعید عزت اللهی بودیم که احتمالاً با توفیق اجباری در بازی بعد مواجه خواهیم بود چرا که او بازی بعدی تیم ملی را از دست داده است. کندی مفرط و ضعف در پوشش فضای جلوی مدافعین در 3 بازی اخیر باعث شده بود که حریفان به سادگی مقابل خط دفاعی پر تعداد ایران جولان دهند و موقعیت گل ایجاد کنند. او با کندی خود حتی تلاش نمی کند به گزینه پاس برای بازیکنان صاحب توپ ایران تبدیل شود و همین مسئله نیز یکی از دلایل زیر توپ زدن مدافعین ایران است. از سعید عزت اللهی در این جام چیزی جز غلتیدن روی زمین به خاطر مصدومیت های ساختگی ندیدیم!!!

سامان قدوس نیز جام ضعیفی را پشت سر می گذارد و مشخص نیست چرا قلعه نویی به نفراتی همچون دنیس درگاهی بازی نداد؟
مهدی قایدی به کدام گناه نیمکت نشین است تا جهانبخش بازی کند؟
یکی از شگفتی هایی که کارد فنی تیم ملی برای علاقه مندان به فوتبال رقم زده، نیمکت نشینی مهدی قایدی و بازی رسیدن به بازیکن ضعیفی همچون علیرضا جهانبخش است! اینکه با کدام متر و معیار جهانبخش و شهریار مغانلو در اولویت جلوتری نسبت به مهدی قایدی گریز پا قرار می گیرند را فقط قلعه نویی باید جواب دهد را که قایدی بهترین گزینه برای استفاده از افت بدنی دقایق پایانی مصری ها بود او حتی می توانست در 20 دقیقه پایانی بازی با بلژیک هم به تیم ملی کمک کند اما قلعه نویی با کج سلیقگی نفرات تاریخ مصرف گذشته خود را به زمین فرستاد!
هر چه که بود، تیم ملی با چاشنی بدشانسی و البته بدسلیقگی کادر فنی، صعودش به دور بعد جام جهانی به اما و اگرهای فراوان کشیده شده و باید منتظر ماند و دید آیا ایران می تواند برای اولین بار از مرحله گروهی جام جهانی صعود کند یا خیر؟ البته برخی معتقدند صعود به عنوان تیم سوم برای تیم ملی لطفی ندارد و اگر تیم ملی می توانست به عنوان تیم اول یا دوم به مرحله بعدی صعود کند، اقتدار خود را نشان می داد.

هر چه که هست تا این جای جام، نمایش ملی پوشان در جام جهانی چندان دلچسب نبوده و علاقه مندان به فوتبال تنها تخریب بازی حریف، توپ های بلند و استفاده از توپ سوم را از تیم ملی دیده اند و لاغیر. سه امتیاز فعلی نیز مرهون درخشش و خلاقیت فردی رامین رضائیان و علیرضا بیرانوند در بازی مقابل بلژیک است وگرنه در تک تک این مسابقات علی رغم نتیجه کسب شده، تیم حریف موقعیت های زیادی روی دروازه ایران خلق کرد که با خوش شانسی گل نشد. این در حالی است که تیم ایران دفاعی ترین سیستم ممکن در فوتبال را برای جلوگیری از نزدیک شدن حریفان به دروازه انتخاب کرده است!
پی نوشت: مشخص نیست تیم ملی آمده به جام جهانی تا ویترین فوتبال ایران و کیفیت فوتبالیست های ایرانی را به دنیا نشان دهد و یا صرفاً برای صعود به مرحله بعد دست به هر روشی می زند؟ به نظر شما در پایان جام جهانی کدام فوتبالیست تیم ملی راهی اروپا خواهد شد وقتی اکثر آنها بالای 30 سال سن دارند؟ در ترکیب فیکس تیم ملی به جز مهدی طارمی کدام بازیکن توانایی عبور 1 مقابل 1 را دارد؟ اگر هدف شخص قلعه نویی ثبت رکورد صعود از مرحله گروهی جام جهانی به نام خودش است، هدف یک ملت که بازی های تیم ملی را تماشا می کنند صرفاً این نیست و نمایش آبرومند در جام جهانی به مراتب در اولویت بالاتری از کسب امتیاز به هر قیمتی است.
کارشناسکدامروستاهستی،نکنه بااینترنشنالهماهنگهستیبرایکوبیدنتیمملیایران،
سعیدعزتالهیباامتیاز۷/۶بعدازرضاییان دومینبازیکنبرترایرانبودودربازیقبلهمامتیازبالای۷ گرفت،
معلومهازفوتبالچیزینمیفهمیفقطمیخوایجلبتوجهکنی.
به نظر خیلی غیرمنصفانه قضاوت و تحلیل فرمودید!