کد خبر:53387
پ

تجمیع احمق ها در کاخ سفید برای توافق خیالی با ایران | عاقل ها مجبور به استعفا می شوند

در حالی که بر هیچکس پوشیده نیست که ایالات متحده و دونالد ترامپ به هیچ یک از اهداف اساسی خود در حمله نظامی به ایران نرسیده، آنها از پنجره فرصت خود برای خاتمه این قائله استفاده نکردند و با همان استراتژی وارد مذاکرات اسلام آباد شدند که پیش از شروع جنگ وارد مذاکرات شدند. نکته […]

در حالی که بر هیچکس پوشیده نیست که ایالات متحده و دونالد ترامپ به هیچ یک از اهداف اساسی خود در حمله نظامی به ایران نرسیده، آنها از پنجره فرصت خود برای خاتمه این قائله استفاده نکردند و با همان استراتژی وارد مذاکرات اسلام آباد شدند که پیش از شروع جنگ وارد مذاکرات شدند. نکته جالب اینکه طرفی که با واسطه کردن پاکستان و پیغام های غیرمستقیم زیاد خواستار مذاکره شده بود اکنون مدعی است این فرصت ایران برای توافق بود! این در حالی است که ایران در طول جنگ هرگز درخواست آتش بس یا مذاکره نکرده بود و در واقع این آخرین فرصت آمریکا برای توافق بود و نه آخرین فرصت ایران چرا که هر چه جنگ بیشتر تشدید شود و فرسایشی شود، فشار به طرف آمریکایی بیشتر خواهد شد و در ادامه ناچار به پذیرش شروط ایران خواهد شد اما با قبول همه شروط ایران و نه تنها بخشی از آنها. معمولا طرف بازنده در مذاکرات شرط نمی گذارد و با توجه به اذعان همه کارشناسان بین المللی، آمریکا تا قبل از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و باز کردن تنگه هرمز بازنده جنگ است حتی اگر کل ایران را بمباران کند.

 

توهم ابرقدرت بودن آمریکا و پیروزی در جنگ باعث ناکامی ترامپ در دیپلماسی می شود

آمریکایی ها یا خواب هستند یا در توهم خودبزرگ بینی سابق به سر می برند. آنها که در تمام مذاکرات سالهای گذشته همواره از کارت همه گزینه هاروی میز است استفاده می کردند و از گزینه نظامی برای امتیازگیری استفاده می کردند، حالا مهمترین کارت مذاکراتی خود را مصرف کرده اند و این کارت با توجه به عدم رسیدن به اهداف ترامپ سوخته است. اگر ترامپ به اهداف خود رسیده بود اکنون پای میز مذاکره حضور نداشت اما عدم درک درست از شرایط و اتخاذ تصمیمات نادرست که بیشتر منافع اسرائیل را در نظر می گیرد باعث شد تا هیئت آمریکایی بدون تغییر در مواضع خود پای میز مذاکره با ایران بنشیند و نتیجه چنین رویکردی غلطی قطعاً توافق نخواهد بود و بیشتر غرق شدن ترامپ در باتلاق جنگ با ایران است. موضوعی که دودش به چشم مردم آمریکا و متحدان ترامپ در منطقه و جهان خواهد رفت.

3 موردی که مانع از توافق ایران و آمریکا شد

بر طبق شنیده ها طرفین بر روی سه مورد اختلاف نظر داشتند که عبارتند از:

  • موضوع تنگه هرمز
  • موضوع هسته ای
  • دارایی های مسدود شده

تا پیش از این موضوعی به نام تنگه هرمز در مذاکرات ایران و آمریکا وجود نداشت اما حمله بی مورد آمریکا به ایران، مسئولین ایرانی را از خواب بیدار کرد که چطور می توانستند و می توانند با استفاده از این اهرم در جهان قدرت نمایی کنند و هر تحریمی را بی اثر کنند. بدون شک ایران هرگز حاضر نخواهد شد در خصوص این مورد با آمریکایی که هیچ نقشی در این بین ندارد مذاکره کند. موضوع آمریکایی ها شراکت در دریافت عوارضی از این تنگه نیست بلکه می خواهند بخشی از روال تامین امنیت تنگه هرمز باشند اما موضع ایران این است که وقتی صحبت از خروج کامل نظامی آمریکا از منطقه می شود، ناوگان دریایی آنها نیز شامل این موضوع می شود و دلیلی وجود ندارد که آمریکایی ها فرسنگ ها دورتر از آبهای سرزمینی خود، اعمال حاکمیت کنند. اصرار آنها به حضور فعال در خلیج فارس نشان دهنده اهمیت تنگه هرمز است. مسئله ای که در ظاهر و لفاظی های ترامپ بی اهمیت جلوه داده می شود اما در عمل مشخص شد این تنگه برای آنها بسیار مهم است.

چرا ایران باید دستاورد بزرگ جنگی خود را با طرف بازنده به اشتراک بگذارد؟

آمریکا قصد دارد با شراکت با ایران در کنترل تنگه هرمز، اعتبار از دست رفته خود نزد جهانیان را بازپس بگیرد اما این موضوعی نیست که ایران بخواهد آن را بپذیرد و طرح این مسئله از برداشت اشتباه آمریکا از نتیجه جنگ بر می آید. در واقع تسلط به تنگه هرمز یکی از دستاوردهای مهم ایران و شکستی بزرگ برای آمریکا محسوب می شود و اکنون آمریکا قصد دارد این غنیمت بزرگی که در میدان از دست داده را از طریق مذاکره به دست بیاورد. آنها باید قبل از شروع جنگ به این موارد فکر می کردند نه اکنون که کارت حمله نظامی به ایران را استفاده کرده اند و اهرم تنگه هرمز را در اختیار ایران قرار داده اند. تنگه هرمز قبل از حمله نظامی به ایران باز بود و بی عقلی ترامپ باعث به وجود آمدن مشکلی حادتر از برنامه هسته ای و موشکی ایران شد که حالا توان حل آن را ندارد. وقتی جمعی از دیوانگان اپستین در کاخ سفید حکمرانی می کنند و عاقلان به اجبار به دلیل مخالفت با دیدگاه های ترامپ کنار گذاشته می شوند، نتیجه بهتر از این نمی شود.

درخواست غنی سازی 0 و تحویل اورانیوم غنی شده برای قبل از جنگ بود

در مورد دیگر در کمال شگفتی آمریکایی ها که ابتدا با پذیرش شروط 10 گانه ایران پای به مذاکرات گذاشتند باز هم بدعهدی کردند و در حین مذاکرات صحبت از غنی سازی 0 و برچیدن تاسیسات هسته ای ایران زدند. آنها که در عملیات جنوب اصفهان در خارج کردن 460 کیلو اورانیوم غنی شده ناکام مانده بودند سعی کردند اینبار هم در مذاکره به چیزی که در جنگ نرسیدند، برسند و در کمال وقاحت درخواست تحویل 460 کیلوگرم اورانیوم غنی شده را دادند.

صحبت در خصوص موضوع هسته ای ایران از اساس از اشتباه محاسباتی آمریکا بر می آید چرا که تا قبل از جنگ موضوع هسته ای ایران محل بحث مذاکرات بود و اکنون که دو کشور وارد جنگ شده اند طبیعتاً بحث های قبل از جنگ، حداقل از سمت طرف آمریکایی قابل طرح نیست چرا که اتفاقی که نباید رقم می زد را رقم زده است و اکنون دلیلی ندارد که ایران به شروط قبل از شروع جنگ تن در دهد.

 

ایران با پیش شرط آزادسازی دارایی های مسدود شده آتش بس را پذیرفت اما آمریکا باز هم بدعهدی کرد

اگرچه ایران بارها ثابت کرده برای نشان دادن حسن نیت خود مذاکره می کند اما طرف آمریکا بارها با بدعهدی و نقض قول و قرار قبلی به روح دیپلماسی لگد زده است. پس از دو بار حمله به ایران در کوران مذاکرات، اینبار آمریکایی ها ابتدا به صورت لفظی با شروط ایران از جمله آزادسازی دارایی های مسدود شده (حدود 27 میلیارد دلار) موافقت کردند تا ایران با آتش بس موافقت کند و به پای میز مذاکره بیاید اما باز هم در عمل بدعهدی کردند تا نشان دهند این مذاکرات هم یک عملیات فریب برای نفس تازه کردن جبهه اسرائیلی آمریکایی و انتقال مهمات بوده است.

 

همه این موارد نشان می دهد تیم آمریکایی درک درستی از واقعیت موجود و شرایط فعلی ندارد یا وانمود می کند که ایران شکست خورده است. آنها به قدری در رسانه های خود از پیروزی آمریکا و شکست کامل ایران صحبت کرده اند که در ناخودآگاه ذهنشان این موضوع رسوب کرده اما اگر چنین موضوعی درست بود، اصولاً اکنون پای میز مذاکره نبودند.

جمع احمق ها جمع است

یک مشت احمق جنگ طلب در آمریکا در راس حاکمیت هستند که تنها برای سود مالی و منفعت شخصی خود نوساناتی را در بازارهای جهانی ایجاد کرده اند وگرنه هیچ عقل سلیمی اقدامات و تصمیمات اتخاذ شده در طول ماه های اخیر از سوی مسئولین کاخ سفید را تائید نمی کند. تاریخ مصرف استفاده از تهدید گزینه نظامی برای ایران تمام شده و هرچه آمریکا سطح تنش را بالاتر ببرد، ایران با کارت های متعدد خود قادر است این تنش را تا آستانه انفجار اقتصاد جهان بالاتر ببرد. از کارت های باقیمانده ایران می توان انهدام همه تاسیسات پالایشگاهی کشورهای خلیج فارس، بستن تنگه باب المندب و … اشاره کرد که فشار به اقتصاد جهانی به خصوص آمریکا را تا حد مرگ بالا خواهد برد. ایرانی ها تاب و تحمل تحریم و سختی را در طی 20 سال اخیر یاد گرفته اند اما کشورهای دیگر هرگز تحمل یک تورم شدید در کوتاه مدت و هماهنگ کردن زندگی شان با آن را ندارند. استعفای جو کنت و سپس برکناری 12 ژنرال ارشد ارتش امریکا که با عقل سلیم ادامه جنگ با ایران را غیرمنطقی می دانستند گواه این ادعا است که عاقل ها از معادلات کاخ سفید خارج می شوند و احمق ها می مانند.

ویتکاف و کوشنر مذاکره کننده هستند یا دلال؟

همینکه دو مهره صهیونیست یعنی استیو ویتکاف و جرد کوشنر یهودی همچنان در تیم مذاکره کننده آمریکا هستند گواهی درست بر این ادعا است که متخصصان دیپلماسی پای کار مذاکره نیستند و دلالان اقتصادی پشت میز مذاکره حضور دارند. به یاد داریم که در مرتبه های قبل، جان کری با زبان دیپلماس یتوانست با ایران به توافق برسد و همین ترامپ با دیوانگی خود آن توافق را زیر پا گذاشت.

البته از فردی که به گواه بسیاری از روان شناسان با اختلالات شخصیتی شدید مواجه است و در خیال و رویای فیلم های هالیوودی مثل تاپ گان و رامبو و … به سر می برد نمی توان انتظار تصمیم درست داشت. ترامپ در دنیای خود نمی بازد و حتی از شکست نیز روایت پیروزی می نویسد و با همین توهمات باعث نابودی اقتصاد آمریکا شده است.

 

محاصره دریایی ایران نقشه شکست خورده دیگر ترامپ برای ایران

جمع احمق های کاخ سفید که در عملیات هلی بورن زمینی در ایران ناموفق بودند (عملیات اصفهان) حالا به این نتیجه رسیده اند که محاصره دریایی را برای ایران اعمال کنند! موضوعی که نه تنها به باز شدن تنگه هرمز نمی انجامد بلکه به بسته شدن آن دامن می زند! ایران برای تامین اقلام مورد نیاز خود نیاز حیاتی به راه های آبی ندارد چرا که کیلومترها مرز خشک با کشورهای مختلف دارد و مشکلی از بابت تامین نیازهای اساسی خود ندارد. اگر قرار بر کاهش صادرات ایران باشد، حتی همان تعداد کشتی محدودی هم که اکنون از تنگه عبور می کنند نمی توانند از تنگه هرمز عبور کنند و این موضوع باعث بالا رفتن تصاعدی قیمت نفت خواهد شد. واقعیت این است که این پنجره مذاکرات یک فرصت مناسب برای ترامپ بود که از این باتلاق بیرون بیاید اما به نظر می رسد باز هم نتانیاهو او را فریب داد (نتانیاهو در حال اخاذی از ترامپ به واسطه در دست داشتن فایلهای رسوایی اپستین است) تا آمریکا را در جنگ نگه دارد. خروج آمریکا از مذاکرات بدون توافق با ایران، فرصت بعدی او برای پایان  جنگ را بسیار محدودتر خواهد کرد چراکه خواسته های ایران بیشتر از امروز خواهد شد. به عنوان مثال ایران در دفعه بعدیتا قبل از واریز شدن درآمدهای بلوکه شده ش اصلا به محل مذاکرات نخواهد رفت.

بگذارید ترامپ فکر کند پیروز شده است

در چنین شرایطی و با توجه به خصوصیت اخلاقی منحصر به فرد ترامپ مبنی بر اینکه باخت را تحت هیچ شرایطی قبول نمی کند، القای حس پیروزی به او است حتی اگر در عمل شکست خورده باشد. او نیاز دارد از شکست خود در افکار عمومی جهان و آمریکا یک پیروزی ترسیم کند و ایران می تواند به شکل زیرکانه ای در مورد شروط مختلفش اینکار را انجام دهد. به عنوان مثال:

1.در موضوع تنگه هرمز آمریکایی ها می توانند بخشی از توان امنیتی طرف عمانی باشند و چه به لحاظ مبلغی که از عوارضی تنگه هرمز دریافت می کنند و چه نظارت نظامی بر عبور و مرور کشتی ها حضور داشته باشند. در هر صورت ایران و عمان تعیین کننده تحولات تنگه هرمز خواهند بود و عمان می تواند از آمریکا به عنوان مستشار نظامی اش استفاده کند. در حال حاضر سمت ورود به تنگه هرمز از سمت عمان می گذرد و سمت خروج در آب های ایران است و ایران می تواند کنترل خروج کشتی ها و آمریکا می تواند کنترل ورود کشتی ها را نظارت کند.

2.در موضوع غنی سازی، ایران که با توجه به توان موشکی اش نیازی به ساخت بمب هسته ای اساساً ندارد و در مباحث شرعی نیز رفتن به آن سمت حرام اعلام شده می تواند این تضمین را بدهد که در هر برهه ای اگر حاکمیت وقت به سمت ساخت بمب هسته ای رفت یا بمب اتمی ساخت، مجوز حمله ائتلاف جهانی به کشور صادر شود و همه دارایی هایش مسدود شود. وقتی چنین اتفاقی قرار نیست رخ دهد، بگذاریم ترامپ تصور کند با این شرط یک دست برتر در مذاکرات به دست آورده است و ایران به سمت سلاح هسته ای نخواهد رفت. چرا که اصولاً غنی سازی حتی با درصد بالا به معنای تلاش برای ساخت سلاح هسته ای نیست و به صورت واضحی آمریکایی ها قصد دارند از پیشرفت های علمی ایران در این زمینه جلوگیری کنند و بمب اتمی بهانه است.

3.در موضوع رفع دارایی های مسدود شده نیز ایران می تواند به جای در اختیار گرفتن آنها، شرکت های آمریکایی را ملزم به حضور فعال در بخش انرژی و صنعتی ایران کند تا زیرساخت های فرسوده و قدیمی به سرعت بازسازی شود. در هر صورت برای بازسازی سریع کشور، نیاز به هزینه کردن است و می توان این هزینه ها را به خود آمریکایی ها پرداخت کرد تا در فاصله کوتاهی خسارات وارد شده به ایران را جبران کنند. این ابتکار باعث خواهد شد تا با تشکیل منافع مشترک در ایران، بازدارندگی بزرگی برای آمریکایی ها در حمله مجدد به ایران شکل بگیرد چرا که در آن صورت شرکت های آمریکایی متضرر خواهند شد.

کلیدواژه : آمریکاجنگسیاسی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید