کد خبر:54261
پ

بدترین سناریوی بدعهدی آمریکا در توافق با ایران چیست | ایران چطور می تواند مقابله به مثل کند؟

این روزها تندروهای داخلی با مانور بر روی بدعهدی آمریکا در دیپلماسی سعی دارند مذاکره کنندگان کشور در پای میز مذاکره با آمریکا را سست و مجبور به عقب نشینی کنند. آنها که بدترین سناریوی ممکن را همواره در نظر گرفته اند فراموش کرده اند شرایط ایران نسبت به دوره ای که برجام امضا شد […]

این روزها تندروهای داخلی با مانور بر روی بدعهدی آمریکا در دیپلماسی سعی دارند مذاکره کنندگان کشور در پای میز مذاکره با آمریکا را سست و مجبور به عقب نشینی کنند. آنها که بدترین سناریوی ممکن را همواره در نظر گرفته اند فراموش کرده اند شرایط ایران نسبت به دوره ای که برجام امضا شد متفاوت شده است و اکنون اهرمی به نام تنگه هرمز به عنوان یک اهرم بازدارنده و کارت مخفی به نام تنگه باب المندب در دست ایران است.

بدترین سناریوی بدعهدی آمریکا در توافق با ایران چیست | ایران چطور می تواند مقابله به مثل کند؟

بدترین سناریوی  بدعهدی آمریکا در توافق با ایران چیست  ایران چطور می تواند مقابله به مثل کند؟

در ادامه مروری کرده ایم به بدترین سناریوی ممکن که آمریکایی ها با توجه به سوابق بد گذشته شان احتمال دارد جلو ببرند.

برخی بر این عقیده اند که آمریکا قصد دارد در طول 60 روز به این منافع به سود خود و متحدانش برسد:

  • تنگه هرمز را باز کنند تا نفتکش ها و شناورهای گرفتار شده در شمال خلیج فارس بتوانند از آن خارج شوند و محصولات خود را به بازارهای جهانی برسانند
  • رفع تحریم نفتی 60 روزه ایران هدفی جز کنترل قیمت نفت ندارد
  • آمریکا در حال آماده سازی خود برای حمله مجدد به ایران پس از مهلت 60 روزه است چرا که آنها از 20 فروردین تا شهریور ماه فرصت تولید موشک های رو به اتمام خود را داشته اند
  • با کاهش قیمت نفت جهانی، فشار اقتصادی به مصرف کنندگان آمریکایی را برای مدتی کاهش می دهد تا در صورت وقوع درگیری مجدد، افزایش قیمت نفت نگران کننده نباشد
  • با رفع موقت محاصره دریایی علاوه بر کاهش قیمت نفت جهانی می تواند تا حد زیادی ذخایر استراتژیک مصرف شده ایالات متحده و دیگر کشورهای اروپایی را پر کند تا در تنش بعدی با بحران مواجه نشوند
  • آزادسازی اموال بلوکه شده ایران را تنها در گرو مصرف آن برای خرید محصولات آمریکایی قرار داده است و عملاً پولی به ایران پرداخت نمی شود
  • در پرداخت غرامت نیز عملاً پولی به ایران پرداخت نمی شود و صندوقی به ارزش 300 میلیارد دلار به بازسازی ایران خواهد پرداخت که عمدتاً پیمانکاران چندملیتی این کار را انجام می دهند

منتقدین معتقدند تکرار چندباره و اشاره مستمر ترامپ به افت قیمت نفت ریشه در همین مسئله دارد که او حساسیت خاصی در این زمینه پیدا کرده و پس از اتمام ماموریتش و اطمینان از اینکه بازار نفت با شوک دیگری مواجه نمی شود یا حداقل شوک مذکور بسیار کوچک خواهد بود، بار دیگر به صحنه نبرد علیه ایران باز می گردد. اظهارات خصمانه ترامپ علیه ایران خود گویای این است که او هنوز عقده تحمل شکست نظامی مقابل ایران را در دل دارد و نمی خواهد بازنده از این کارزار بیرون بیاید. ترامپ بارها نشان داده به هیچ قاعده و قانونی معتقد نیست و اتفاقات را بر اساس منافع آمریکا در جهان رقم می زند و همین مسئله باعث شده تا منتقدین بر این باور باشند که مذاکرات فعلی، پوششی برای ریکاوری طرف مقابل و ایمن سازی اقتصاد خود برای تنش بعدی است.

ترامپ دنبال پنجره فرار از جنگ بود که آن را پیدا کرد

اما در سمت مقابل مدافعین از مذاکرات معتقدند که ترامپ متوجه شد در درگیری با ایران فریب نتانیاهو و اسرائیل را خورده است و تنها با همین روش توانست از باتلاقی که در آن گیز افتاده فرار کند و ژستی پیرزومندانه بگیرد. نه تنها او بلکه هیچ رئیس جمهور دیگری از امریکا دیگر حتی فکر درگیری نظامی با ایران را در سر نمی پرورانند چرا که شکستی که در زمینه نظامی از ایران خوردند به اندازه کافی برای آنها درس عبرت شده است که دیگر وارد ماجراجویی جدید با ایرانی ها نشوند. منافع چند هزار میلیارد دلاری امریکا در منطقه که به اهداف آسان برای نیروهای مسلح ایران تبدیل شده اند یک عامل بازدارنده مهم برای عدم ورود مجدد به جنگ با ایران تلقی می شود.

ترامپ چرا باید دستاوردهایی که با تحریم های فلج کننده به دست آورده را خراب کند؟

از این گذشته ترامپ و روسای جمهور سابق آمریکا سالها با وضع تحریم های فلج کننده در پی ضعیف کردن اقتصاد ایران بوده اند و اعطای فرصت های مالی جدید و رفع تحریم ها ولو موقت برای دو ماه به شدت اقتصاد ایران را ریکاوری خواهد کرد که این موضوع خود نشان دهنده این است که آمریکایی ها از سیاست های قبلی خود دست کشیده اند چرا که اگر اینگونه نبود، همچنان به وضع تحریم های جدید و محاصره جدید ادامه می دادند و امتیازهای مالی ویژه در اختیار ایران قرار نمی دادند.

کارت طلایی ایران هنوز رو نشده است

و اما آخرین نکته که آمریکایی ها را از حمله مجدد به ایران منصرف کرده و می کند کارت جدید ایران به نام تنگه باب المندب است که اهمیتش از تنگه هرمز نیز برای غربی ها به خصوص عربستان سعودی بیشتر است. ایران به طور غیررسمی به طرف مقابل اعلام کرده که در صورت حمله مجدد، به طور همزمان تنگه باب المندب و تنگه هرمز بسته خواهد شد که این موضوع تاثیر به مراتب بیشتری بر قیمت نفت نسبت به دوره تنش اخیر خواهد گذاشت.

ایران مثل دوران برجام از موضع ضعف مذاکره نمی کند

در مجموع شرایط ایران دیگر مثل سابق نیست و امروز بر خلاف دوران برجام که از موضع ضعف مذاکره انجام می داد از موضع قدرت با آمریکا مذاکره می کند. اگر در برجام هیچ وجه التزامی در دست ایران برای بدعهدی طرف مقابل در خصوص مفاد تفاهمنامه نبود امروز بلافاصله پس از رصد نقض مفاد توافق ایران می تواند از کارت های خود مثل بستن تنگه هرمز، توقیف نفتکش های کشورهای متخاصم، بستن تنگه باب المندب و هدف قرار دادن مراکز نظامی و منافع اقتصادی آمریکا در منطقه رونمایی کند که این موضوع اصلا باب میل ترامپ نبوده و نیست. اگرچه او بارها تهدید کرده که تاسیسات ایران را بمباران می کند اما این لفاظی های ترامپ مصرف داخلی دارد چرا که او به خوبی می داند در صورت عملی کردن این ادعای خود، ایران پاسخ کوبنده تری به آن خواهد داد که برای آمریکا و متحدان عربی اش گران تمام خواهد شد و در نتیجه ریسک به ریوارد مسئله برای طرف مقابل آنقدر نیست که بخواهد بار دیگر عزم ایران را در تنش جدید بسنجد. اگر در برجام پس از انجام تمام تعهدات ایران، طرف مقابل از انجام تعهداتش سرباز شد، اینبار طرف مقابل قبل از انجام تعهدات ایران مجبور به انجام تعهدات خود شده است چرا که در برجام ایران اهرم اجرایی برای مقابله به مثل نداشت ولی امروز اهرمی به نام تنگه هرمز در اختیار ایران قرار دارد که نه تنها آمریکا بلکه هر کشور دیگری را از وضع تحریم و یا تنش با ایران دور نگه می دارد.

مهمترین عامل بازدارنده ترامپ برای عدم شروع جنگ با ایران

مهمترین مسئله ای که ترامپ را به سمت عدم شروع تنش جدید با ایران در پایان مهلت 60 روزه سوق می دهد، نزدیک شدن انتخابات میان دوره ای امریکا است. ایران با ایستادگی و مقاومت در برابر حملات آمریکایی ها توانست از تقویم سیاسی ایالات متحده بهترین بهره را ببرد چرا که ترامپ در پایان دوره 60 روزه نه تنها جنگ جدیدی را شروع نخواهد کرد بلکه برای نهایی کردن توافق احتمالا مجبور است امتیازات و انعطاف هایی هم از خود نشان دهد. جمهوری خواهان به واسطه تحمیل هزینه های سنگین به مالیات دهندگان آمریکا در طول دوره جنگ با ایران تحت فشار افکار عمومی قرار دارند و دموکرات ها قصد دارند به واسطه همین مسئله، در انتخابات پیشرو پیروز شوند و ترامپ و دار و دسته اش نمی خواهند با شروع یک درگیری جدید شانس مجدد حضور در کاخ سفید و راس قدرت در آمریکا را از دست بدهند.

علت همراهی کشورهای عربی برای نهایی کردن توافق بین ایران و آمریکا چیست؟

اگر امروز مشاهده می کنیم کشورهای عربی و در راس آنها قطر سراسیمه به دنبال نهایی کردن توافق صلح بین ایران و آمریکا هستند، همگی نشان از این دارد که کشورهای عربی حوزه خلیج فاس دیگر تحمل حملات ایران به تاسیسات نفتی خود را ندارند (تنها منبع درآمد آنها محسوب می شود) و به هر شکل ممکن از تنش مجدد جلوگیری خواهند کرد.

فرقه ضاله پایداری عامل نفاق و فتنه در کشور

در پایان باید گفت تندروهای داخلی به خصوص اعضای فرقه ضاله پایداری (نبویان، رسایی، ثابتی، خضریان و …) با سیاه نمایی در خصوص اتفاقاتی که در جریان است سعی دارند مسیر عزت کشور را به سمت ذلت سوق دهند. این گروه در واقع ستون پنجم دشمن در کشور محسوب می شوند که سالهاست با همین دیدگاه های متحجرانه مانع از دستیابی به یک توافق با طرف مقابل شده اند. ظاهراً تحریم ها و محدودیت ها برای ایشان منفعتی دارد که از هرگونه مذاکره و رفع تحریم گریزان هستند. متاسفانه این روزها صدا و سیما به محل رفت و آمد تندروهای راست گرا به خصوص از جریان پایداری شده است که تحت عناوین مختلف از جمله کارشناس، مجری، و … عقاید پوچ خود را بدون استدلال منطقی به خورد مخاطبین می دهند. سوال اینجاست اگر آمریکا قصد داشت تنش با ایران را ادامه دهد چرا در همین برهه که با محاصره دریایی فشار زیادی به اقتصاد کشور وارد کرد، اینکار را انجام نداد؟ جواب مشخص است آنها می دانند در صورت شروع تنش جدید، پاسخ شدیدتری از ایران دریافت می کنند و از همین حیث دیگر به سراغ شروع تنش جدید با ایران نخواهند رفت.

 

پی نوشت: در موضع بالای ایران در مذاکرات همین بس که امروز در چنان موضعی قرار دارند که با تهدیدات لفظی رئیس جمهور آمریکا نیز مذاکره کنندگان ما مذاکره را متوقف می کنند و تا زمانی که اسرائیل توسط آمریکا مهار نشد، مذاکره را آغاز نکردند.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید