وزارت خارجه فاضلاب تفاهمنامه اسلام آباد را بیشتر هم نزند | باز هم گول خوردید و با کلمات فریبتان دادند
در حالی که اختلاف بین ایران و آمریکا بر تفسیر سر بند 5 تفاهمنامه به اوج خود رسیده است، به نظر می رسد طرف ایرانی باز هم در تدوین یک سند محکم گاف داده و فریب خورده است چرا که به صورت واضحی از کلمات انگلیسی که در بند 5 تفاهمنامه درج شده، همه چیز […]
در حالی که اختلاف بین ایران و آمریکا بر تفسیر سر بند 5 تفاهمنامه به اوج خود رسیده است، به نظر می رسد طرف ایرانی باز هم در تدوین یک سند محکم گاف داده و فریب خورده است چرا که به صورت واضحی از کلمات انگلیسی که در بند 5 تفاهمنامه درج شده، همه چیز به آینده مذاکرات ایران و عمان موکول شده و هیچ قیدی به صراحت بازگشایی تنگه هرمز را به ایران واگذار نکرده است! سند انگلیسی به امضای ترامپ و پزشکیان رسیده و هرگونه ترجمه و تفسیر اشتباهی که در سایت های ایرانی در خصوص بند 5 وجود دارد، فاقد وجاهت می باشد. در ادامه بند 5 تفاهمنامه ایران و آمریکا را مرور میکنیم. بندی که به صورت واضحی مشخص است آمریکایی ها با حقه بازی از کلماتی استفاده کرده اند که جای تفسیر را برای خود باز گذاشته اند و در نهایت با هماهنگی با طرف عمانی یک کوریدور جایگزین در سمت جنوبی تنگه هرمز باز کرده اند و اکنون مدعی هستند از ابتدا هم قرار بوده که ایران و عمان با مذاکره نسبت به بازگشایی تنگه هرمز اقدام کنند و اکنون نتیجه مذاکره این شده که طرف عمانی معتقد است او خودش کوریدور سمت عمان را مدیریت می کند و ایران نیز می بایست کوریدور سمت خودش را مدیریت کند! اینجاست که ایرانی ها که روی دوستی عمانی ها حساب ویژه باز کرده بودند متوجه رکب آمریکایی ها شدند که چه نقشه ای برای این تفاهمنامه کشیده بودند. اکنون عمانی ها مدعی هستند مدیریت کوریدور سمت عمان هیچ ارتباطی به ایران ندارد و آنها قصد ندارند هیچ عوارض یا بازرسی از شناورهای عبوری بگیرند و اگر ایران می خواهند اینکار را انجام دهد مجاز است از کشتی هایی که از سمت خودش عبور می کنند عوارض بگیرد! پر واضح است که در این شرایط هیچ کشتی تمایلی به پرداخت عوارض و عبور از سمت ایران نخواهد داشت. نکته ای که نباید مغفول بماند اینکه تا همین چند ماه قبل طرف ایرانی مدعی بود که نفتکشهای پر و سنگین نمی توانند از سمت عمان که کم عمق تر و سنگلاخی است خارج شوند و نفتکش های پر می بایست از سمت ایران که عمیق تر و بدون مانع است عبور کنند اما به لطف نیرنگ فرانسوی ها، مشکل سمت کریدور عمان حل شد و اکنون نفتکش های غول پیکر پر از نفت هیچ مشکلی در عبور از کوریدور عمان ندارند تا عملاً برگ برنده ایران در تنگه هرمز در حال ابطال باشد و برای مجاب کردن طرف مقابل به تن دادن به خواسته هایش مجبور به توسل به زور شود. اکنون ایران در شرایطی قرار گرفته که نمی تواند به صورت قانونی مانع عبور کشتی ها و نفتکش ها از سمت آب های سرزمینی عمان شود و به نظر می رسد در نهایت باید با شرط دریافت 300 میلیارد دلار غرامت از طرف آمریکایی، شرایط جدید را بپذیرد و یا اینکه در این مورد نه تنها با آمریکا بلکه با دنیا بجنگد! جنگی که اگر اجماع جهانی علیه ایران در این خصوص شکل بگیرد، هزینه و تبعات سنگین تری برای کشور به همراه خواهد داشت. جای تاسف است که مذاکره کنندگان کشور به ساده ترین اصول نگارشی متن تفاهمنامه که یک صفحه و نیم بوده توجه نکرده اند که حالا اینگونه گرفتار تفسیر طرف مقابل به سود خود شوند.
وزارت خارجه فاضلاب تفاهمنامه اسلام آباد را بیشتر هم نزند | باز هم گول خوردید و با کلمات فریبتان دادند

*** همانطور که ملاحظه می کنید در بند 5 تفاهمنامه اسلام آباد، هیچ قیدی وجود ندارد که ترتیبات بازگشایی تنگه هرمز به صورت انحصاری به ایران واگذار شده باشد بلکه ایران را ملزم کرده ظرف 60 روز تلاش خود برای ایمن سازی مسیر شناورهای تجاری (مین روبی و عدم شلیک موشک) را بدون دریافت هزینه فراهم کند. در این 60 روز جمهوری اسلامی ایران گفتگوها با سلطنت عمان برای مدیریت تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد. از این جمله به بعد، کلاه بزرگی بر سر مذاکره کنندگان ایران رفته است چرا که در مذاکرات با طرف عمانی، آنها مدعی شده اند با ساز و کار ایران مبنی بر اخذ عوارض موافق نیستند و قصد دارند شناورهای تجاری را بدون اخذ عوارض از کریدور جدیدی که در آبهای سرزمینی عمان ایجاد شده است، عبور دهند. اما این پایان ماجرا نیست و به موجب ادامه متن در بند 5، این گفتگو ها می بایست طبق قوانین دریانوردی (که سلب اخذ عوارض در آن قید شده) صورت بگیرد و کشورهای ساحلی دیگر در خلیج فارس نیز در خصوص آن نظر دهند! (سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا ایران قبول کرده به جز عمان، کشورهای ساحلی خلیج فارس هم در این تفاهمنامه درگیر باشند که مخالفت هر یک از انها موجب ایجاد اختلاف در اجرا شود؟ به طور واضحی مشخص است که طرف آمریکایی سنگرهای مختلفی در بند بند این تفاهمنامه برای خود قرار داده تا در هر مورد بتواند مصادره به مطلوب کند و پس از تامین نیازهای اولیه خود یعنی پائین آوردن قیمت نفت و پر کردن ذخایر نفتی خود و تاب آوری بیشتر کشورهای متاثر، بتواند با متهم کردن ایران به نقض تفاهمنامه از آن خارج شود و یک اجماع جهانی علیه کشور ایجاد کند)

هر چه که هست، این افتضاح محض به پای عباس عراقچی و تیم مذاکره کننده ضعیف ایران در تاریخ نوشته خواهد شد که مدام دم از نقض آتش بس از سمت آمریکا می زنند اما از تنظیم یک سند عادی حقوقی آن هم در این سطح عاجز بودند. اگر این متن انگلیسی را مقابل هر فردی که الفبای اولیه انگلیسی را بلد است قرار دهید به سادگی به شما می گوید که نه تنها هیچ قیدی مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز به صورت انحصاری توسط ایران در آن قید نشده است بلکه ایران ملزم و متعهد به انجام تکالیفی شده که در عمل آنها را قبول نداشت چرا که اگر ایران می خواست طبق قوانین بین المللی دریانوردی عمل کند، اصلا بحث اخذ عوارض مطرح نمی شد! اکنون آمریکایی ها معتقدند که بر طبق تفاهمنامه(تا قبل از زد و خوردهای یک هفته اخیر طرفین) هم اسرائیل از مرزهای جنوب لبنان عقب نشینی کرده و دیگر شاهد حملات به حنوب لبنان نبودیم و هم محاصره دریایی برطرف شده و هم تحریم های نفتی ایران لغو شده بود اما با شلیک نیروهای ایرانی به سمت کشتی های عبوری، همه این موارد به نوبت در حال بازگشت هستند …
آدرس اشتباه به مردم ندهیم چرا که تیم مذاکره کننده ناشی ایران باعث به وجود آمدن این افتضاح شد تا طرف آمریکایی از این موقعیت بهره برداری کند. آنها در واقع خلافی مرتکب نشده اند و بر طبق تفاهمنامه عمل کرده اند اما طرف ایرانی با خوش خیالی و عدم درک از معنی واژگان تن به چنین تفاهم افتضاحی داده است. اگر هر یک از اعضای تیم مذاکره کننده مدعی است که در این تفاهمنامه قیدی وجود دارد که صرفاً ایران تعیین کننده نحوه بازگشایی تنگه هرمز است، آن بخش از تفاهمنامه را اعلام رسانه ای کند. در این تفاهم نامه صرفاً زحمت مین روبی و عبور امن کشتی ها به صورت خاص به ایران واگذار شده است و لاغیر!
با سفر روز گذشته عباس عراقچی به عمان، سلطنت عمان آب پاکی را روی دست عراقچی ریخت و مدعی شد مدیریت تنگه هرمز در آب های سرزمینی عمان با این کشور خواهد بود و ارتباطی به ایران نخواهد داشت تا عملاً تفاهمنامه و برگ برنده ایران با شکست مواجه شود و سوخته باشد.
پی نوشت: بار دیگر تاکید می کنیم که اینکه این تفاهمنامه در نسخه فارسی به چه شکل ترجمه شده مهم نیست چرا که آنچه مهم است نسخه انگلیسی و بین المللی آن است که به امضای پزشکیان و ترامپ رسیده است.برخی معتقدند مذاکره کنندگان فریب نخورده اند و برای توجیه افکار عمومی داخلی و بستن دهان تندروهای داخلی نسخه های مختلف فارسی از متن تفاهمنامه منتشر شده است و در عمل ایران قصد داشته موضوع تنگه هرمز را بدون هیاهو به شرایط قبل از جنگ بازگرداند و در ازای آن رفع محاصره و رفع تحریم ها و در نهایت دریافت غرامت را داشته باشد که به نفع ملت بود اما تندروهای داخلی به قدری در این موضوع تنگه هرمز شلوغ کاری کردند و آتش به اختیار در شلیک به کشتی های عبوری عمل کردند که عملاً تفاهمنامه فروپاچید و اکنون امکان دستیابی به توافق و حتی مذاکره مجدد بسیار کم ارزیابی می شود چرا که طرف مقابل به این نتیجه رسیده تصمیم گیر اصلی در این خصوص نه عباس عراقچی است نه قالیباف و نه پزشکیان و … بلکه عده ای تندرو هستند که به هر علتی موافق مذاکره و توافق با آمریکا نیستند. آنها حتی در خصوص دریافت غلاتی که 20 سالی هست از شرکت های آمریکایی تامین می شود نیز اشکال وارد کردند! به نظر می رسد نان برخی تندروهای داخلی در تحریم، تورم و ماندن سایه جنگ و دلار قدرتمند بر سر این ملت است و به بهانه انتقام قصد ندارند تحت هیچ شرایطی ایران و آمریکا به توافق برسند. اما سوال اساسی از این دوستان این است که امام خمینی با صدام حسین ملعون پس از 8 سال جنگ چه کرد و چطور انتقام هزاران شهید و خساراتی که به زیرساخت های کشور وارد شد را گرفت؟ اگر ایشان هم مثل تندروهای فعلی قصد داشتند رفتار کنند، قطعاً جام زهر را به نفع ملت نمی نوشیدند …