قصه کوتاه بود و تکراری | ترامپ به درخواست کشورهای منطقه از حمله به ایران منصرف شد!
در حالی که حدود 10 روز دونالد ترامپ و تیم رسانه ای اطرافش با تبلیغات وسیع در خصوص حمله ای سخت علیه زیرساخت های ایران سعی داشتند افکار عمومی ایران را برای تحت فشار قرار دادن حاکمیت تحت تاثیر قرار دهند، اما باز هم همان سناریوی نخ نما برای چندمین بار تکرار شد و ترامپ […]
در حالی که حدود 10 روز دونالد ترامپ و تیم رسانه ای اطرافش با تبلیغات وسیع در خصوص حمله ای سخت علیه زیرساخت های ایران سعی داشتند افکار عمومی ایران را برای تحت فشار قرار دادن حاکمیت تحت تاثیر قرار دهند، اما باز هم همان سناریوی نخ نما برای چندمین بار تکرار شد و ترامپ اعلام کرد به درخواست کشورهای منطقه و ایران از حمله به ایران صرف نظر کرده است. دیگر افکار عمومی جهان به نوع گفتمان و تهدیدات توخالی ترامپ آشنا شده اند!
قصه کوتاه بود و تکراری | ترامپ به درخواست کشورهای منطقه از حمله به ایران منصرف شد!

ترامپ در حالی در مخمصه خودساخته در کارزار علیه ایران گیر افتاده است که نه تنها اعتبار گفتار خود به عنوان رئیس جمهور آمریکا را از دست داده بلکه صحبت های او نزد اپوزیسیون ایران نیز دیگر خریدار ندارد چرا که آنها کم کم به سمت پذیرش شکست قطعی در جنگ اخیر پیش می روند و هیچ امیدی به دستیابی به یک دستاورد ولو کوچک در میدان ندارند و تنها با لفاظی قصد دارند فضا را تلطیف کنند.
از همان ابتدا مشخص بود که این حمله صورت نخواهد گرفت چرا که بر خلاف ادعاهای نامعتبر ترامپ، دنیا به ادعاهای ایران مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت های کشورهای همسایه اعتبار می دهد و همگان می دانند در صورت پاسخ ایران، کشورهای منطقه زودتر از هر کشور دیگری به عصر حجر بازخواهند گشت! نتیجه اینکه نه اکنون و نه هیچ وقت دیگری، ترامپ این حماقت را انجام نمی دهد که بنزین بر روی اتش خشم ایران بریزد که با آن آتش کل منطقه خواهد سوخت.
آمریکا 2 کارت دیگر بیشتر ندارد
برنامه کلی آمریکا دو محور را برای پایان جنگ دنبال می کند:
1.حمله با بمب افکن های B2 به تاسیسات کوه کلنگ؛ برای پایان جنگ بهانه ای لازم است و آنها قصد دارند برگ اخر خود برای خروج از منطقه را با حمله سنگین به کوه کلنگ انجام دهند و پس از ان اعلام کند تمام برنامه هسته ای ایران را نابود کرده اند و به خانه بازگردند. ترامپ فرصت زیادی برای ماندن در وضعیت جنگ با ایران ندارد چرا که او باید تا قبل از آبان ماه تکلیف این تقابل را روشن کند چرا که در صورت نامشخص بودن سرنوشت جنگ و عدم دستیابی به یک دستاورد ویژه، او و جمهوری خواهان قطعاً انتخابات آبان ماه را به دموکرات ها خواهند باخت و دو سال سخت و طاقت فرسا در انتظار ریاست جمهوری او خواهد بود.
2. ورود زمینی نیروهای تجزیه طلب از مرزهای غربی؛ آنها به دنبال وارد کردن نیرویهای آمریکایی از طریق زمینی به خاک ایران نیستند چرا که از ریسک کشته شدن و اسیر شدن آنها مطلع هستند و تنها کاری که می کنند، مسلح کردن کردهای تجزیه طلب غربی و پشتیبانی هوایی از عملیات است. آمریکا در این سناریو قصد دارد با گروگان گیری بخشی از خاک ایران، مسئولین ایرانی را وادار به تسلیم در مذاکرات کند یا اینکه با پیشروی تدریجی از مرزهای غربی به سمت پایتخت، حکومت ایران را ساقط کند که در هر دو سناریو شکست عملیات امریکا محتمل تر از پیروزی آنها است.
موضع ایران چه باید باشد؟
در چنین شرایطی شایسته است مسئولین کشور، 3 شرط اساسی را برای بازگشت به میز مذاکره عنوان کنند چرا که یکی از اهداف اصلی ترامپ حفظ سایه جنگ بر روی اقتصاد کشور و افزایش فشار از داخل به ایران است. رفع محاصره دریایی، لغو تحریم ها و آزادسازی اموال بلوکه شده ایران به عنوان سه شرط پایه برای بازگشت ایران به میز مذاکره(به عنوان اثبات حسن نیت طرف امریکایی) باید مطرح باشد چرا که در غیر این صورت، طرف مقابل تنها برای پر کردن ذخایر رو به اتمام موشکی خود زمان می خرد و تا حدی نیز به بازارهای مالی که رو به بحران می روند کمک می کند. در شرایط فعلی نباید در زمین آمریکا بازی کرد و ایران می بایست ابتکار عمل را به دست بگیرد و بدون توجه به صحبت های ترامپ در صورت مشاهده هرگونه تخلف در عبور از تنگه هرمز باز هم به آن شلیک کند تا همچنان تنگه هرمز برای ترامپ و دوستانش مسدود باقی بماند.
قدرت نمایی ایران در پایگاه الازرق اردن
واقعیت این است که استفاده ایران از موشک های با سر جنگی سنگین و قدرت تخریب بالا در حمله به پایگاه الازرق باعث شده تا معادلات و محاسبات طرف مقابل به هم بریزد وگرنه به یاد نداریم رئیس جمهور آمریکا در مقابل انهدام کامل سه فروند F35 و آسیب جدی به 3 فروند F35 دیگر و کشته شدن ده ها آمریکایی در حملات حمله گذشته ایران به مواضع آمریکایی اینگونه از موضع پائین و بدون پاسخ به حملات ایران، موضع گیری کرده باشد.
این نشان می دهد طرف آمریکایی هم به لحاظ قدرت پدافندی به شدت در موضع ضعف قرار دارد و تنها ابزار فعلی اش برای حفظ هیمنه پوشالی اش در افکار عمومی جهان لفاظی و تهدیدات تو خالی است. آنها با وجود تکرار نابودی نیروی هوایی و دریایی ایران حتی جرات نزدیک کردن ناوهای خود به تنگه هرمز را هم ندارند چرا که بر خلاف دروغ هایی که به خورد افکار عمومی جهان می دهند خود به خوبی می دانند توان موشکی ایران با قدرت بیشتر از قبل وجود دارد و هر خطای محاسباتی جدیدی، به تلفات و خسارات بیشتر منافع آمریکایی منجر خواهد شد. در این شرایط ممکن است آمریکا با یک حمله مثلا سنگین چند تاسیسات ایرانی را هدف قرار دهد اما او خود به خوبی می داند که پاسخ ایران به مراتب ویرانگرتر از حمله آنها خواهد بود و کل منطقه از جمله اسرائیل بی دفاع را در بر می گیرد.
چرا اسرائیل خود را کنار کشید؟
یکی از دلایلی که اسرائیل در تقابل اخیر با ایران درگیر نشده و خود را کنار کشیده این است که ایران تمام سپر پدافند موشکی اسرائیل را در منطقه منهدم کرده و آنها به خوبی می دانند اگر دست از پا خطا کنند، چه اتفاقی در سرزمین های اشغالی خواهد افتاد و ایران چطور آنجا را شخم خواهد زد.
فرماندهان نظامی مجرب کشورمان با آگاهی کامل و اشراف کامل اطلاعاتی به پایگاه های امریکایی اسرائیلی در منطقه و انهدام مراکز دفاع موشکی آنها، طرف مقابل را خلع سلاح کرده اند به طوری که آمریکایی ها جرات مستقر کردن نیروهای خود و هواپیماهایشان در کشورهای عربی را ندارند و همه هواپیماهای آمریکایی یا در اسرائیل مستقر شده اند یا از کشورهای اروپایی مثل انگلیس و رومانی و بلغارستان به پرواز در می آیند که این موضوع هزینه و ریسک انجام عملیات برای جنگنده های آمریکایی را بسیار بالا برده است.
پی نوشت: ترامپ قصد دارد وانمود کند همه چیز تحت کنترل او است و هر وقت بخواهد می تواند حمله کند و هر وقت بخواهد می تواند آن را متوقف کند اما ایران با حملات پیش دستانه در هفته اخیر این معادله را بر هم زده و ترامپ نشان داده هیچ راه حلی برای کنترل اوضاع ندارد و تنها می تواند نظاره گر حملات کوبنده ایران به پایگاه های آمریکایی در منطقه باشد بدون هیچ پاسخی …