کد خبر:51914
پ

آیا آمریکا و اسرائیل آماده جنگ با ایران می شوند؟

آیا آمریکا و اسرائیل آماده جنگ با ایران می شوند؟ این سوالی است که ذهن بسیاری از مردم را در روزهای اخیر با وجود اخبار جعلی و ترجمه های غلط مصاحبه های مقامات امریکا و اسرائیل به خود معطوف کرده است. پاسخ واضح به این سوال این است: حداقل در مقطع کنونی که آمریکا درگیر […]

آیا آمریکا و اسرائیل آماده جنگ با ایران می شوند؟ این سوالی است که ذهن بسیاری از مردم را در روزهای اخیر با وجود اخبار جعلی و ترجمه های غلط مصاحبه های مقامات امریکا و اسرائیل به خود معطوف کرده است. پاسخ واضح به این سوال این است: حداقل در مقطع کنونی که آمریکا درگیر مسئله ونزوئلا است، تنشی رخ نخواهد داد. اما چه کسانی از بالا بردن حرارت و هیجان مردم بابت بروز احتمالی جنگ نفع می برند؟

آیا آمریکا و اسرائیل آماده جنگ با ایران می شوند؟

✍🏻فضایی که شب گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت، نه تصادفی بود و نه حاصل یک خطای ساده خبری. مجموعه‌ای از خبرهای نادرست، ترجمه‌های غلط و زمان‌سازی‌های ساختگی کنار هم قرار گرفتند تا یک پیام مشخص به بازار مخابره شود: «جنگ در راه است». نتیجه این فضاسازی روشن بود؛ دلار در عرض چند ساعت حدود 6 هزار تومان افزایش قیمت داد، آن هم در شرایطی که برآورد نرخ تعادلی بازار برای این مقطع، حوالی 130.000 هزار تومان است. این فاصله، خودِ پیام اصلی ماجراست.

پشت پرده القای شروع جنگ و ترساندن مردم در فضای مجازی: دست کاسبان رانت و تحریم قطع شد

پشت پرده القای شروع جنگ و ترساندن مردم در فضای مجازی: دست کاسبان رانت و تحریم قطع شد

📌خبر چگونه قیمت می‌سازد؟در این موج خبری، چند الگوی تکراری دیده شد: نقل‌قول‌های جعلی از مقامات اسرائیلی، شمارش معکوس‌های ساختگی، و تیترهایی با مضمون «حمله در چند ساعت آینده» بدون هیچ منبع معتبر. این‌ها خطای رسانه‌ای نبود؛ ابزار بودند. بازار با ترس تغذیه شد و سرمایه‌های هیجانی به سمت دلار هدایت شدند. دقیقاً همان چیزی که در اقتصاد ایران بارها تجربه کرده‌ایم: قبل از وقوع هر اتفاق واقعی، انتظارِ آن اتفاق قیمت را جابه‌جا می‌کند.
📌ریشه ماجرا کجاست؟ با حذف ارز ترجیحی، یکی از بزرگ‌ترین رانت‌های ارزی سال‌های اخیر قطع شد؛ رانتی چند میلیارد دلاری که منافع گروه‌های محدودی را تأمین می‌کرد. طبیعی است که این جریان‌ها برای بازگرداندن شرایط قبلی، از ابزارهای روانی استفاده کنند. افزایش هیجانی نرخ ارز، بهترین سند برای القای این گزاره است که «تک‌نرخی‌سازی تصمیم اشتباهی بوده». در حالی که مسئله اصلی، نه اصل سیاست، بلکه مقاومت ذی‌نفعان رانت در برابر از دست دادن منافعشان است.
📌ضلع دوم بازی: کاسبان ترس، در کنار جریان‌های ذی‌نفع، گروه دیگری هم فعال‌اند؛ کسانی که از ترس مردم ارتزاق می‌کنند. این افراد نه تحلیل دارند و نه چارچوب فکری منسجم. آنچه دارند، تیترهای هیجانی و قطعیت‌های دروغین است. زمان حمله مشخص می‌کنند، آینده را با قاطعیت می‌فروشند و هر شب یک سناریوی تازه می‌سازند. نتیجه برای مخاطب دو باخت هم‌زمان است: اول اضطراب روانی، دوم تصمیم مالی غلط.
📌تفاوت تحلیل با ترساندن: تحلیل واقعی، بر احتمال‌ها بنا می‌شود نه قطعیت‌ها. زمان دقیق نمی‌دهد، شوک نمی‌فروشد و از هیجان تغذیه نمی‌کند. اما کسی که می‌گوید «امشب حمله می‌شود»، تحلیلگر نیست؛ فروشنده ترس است. تحلیل می‌تواند درست یا غلط باشد، اما ترساندن، حتی اگر تصادفاً درست از آب دربیاید، باز هم تحلیل نیست.
📌اتفاقات ونزوئلا ارتباط مستقیمی با ایران ندارد. احتمال درگیری مستقیم ایران در مقطع فعلی پایین است. اگر این احتمال افزایش یابد، نشانه‌های آن زودتر از تیترهای هیجانی قابل مشاهده خواهد بود. آنچه در روزهای اخیر رخ داد، ترکیبی از خبر درست و نادرست برای بالا بردن قیمت‌ها بود. هرچه قیمت بالاتر می‌رود، خریداران هیجانی و جامانده‌ها فعال‌تر می‌شوند و در نهایت همان الگوهای تکراری بازار شکل می‌گیرد؛ چون روان‌شناسی انسان تغییر نکرده است.

کلیدواژه : دونالد ترامپ

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید